2. فرانسه
ارتولانوس
كيمياگر مرموز فرانسوي (؟) كه دربارهاش هيچ اطلاع موثقي نداريم، حتي در مورد نامش، كه ريشار يا مارتين ارتولان يا هرتولان بوده است. به عقيدهٴ برخي او در حدود 1040 ميزيسته و برخي ديگر او را باجان گارلندي (سيزدهم ـ 1) يكي دانسته و مجموعهٴ كيمياگري را كه بهغلط به جان نسبت داده شده، به او هم نسبت دادهاند. اشتباه به اين خاطر بيشتر شده كه نامهاي ترتولانوس، هرتولوس، هرتوس درميان كيمياگران بسيار متداول بود.
باز نظر ديگري كه من فعلاً پذيرفتهام، اين است كه ارتولانوس در پاريس به كيمياگري اشتغال داشته و در سال 1358 در آن شهر رسالهاي در اعمال كيميا تأليف كردهاست. به اين دليل او را در نيمهٴ دوم سدهٴ چهاردهم جاي داده و فرانسوي دانستهايم، ولي بدون اينكه قانع شدهباشيم.
نوشتههاي منسوب به او عبارت است از: لوح زمرد، اعمال كيمياي سابقالذكر كه در سال1386 جان دامبلي آن را بسط داد،
گل كوچك و كتاب كيميا (مورخ 1325؟). هريك از اين انتسابها با مشكلات زيادي همراه است و در هيچ مورد با اطمينان نميتوان اظهارنظر كرد.
شرح بر لوح زمرد متن كوتاهي را در پي دارد دربارهٴ پنج جوهر، كه شبيه رسالهٴ نيروي ثروت منسوب به رامون لول است و به دنبال آن متن كوتاه ديگري است دربارهٴ فساد بهعنوان مادر همهٴ چيزها، كه به فردي به نام آلفيديوس (آلفياتوس، آلفرد سارشلي؟) منسوب است. اين شرح هم مانند لوح زمرد (يا
كلمات سري هرمسالهرامسه) متعلق به آن نوع كيمياست كه ميتوان آن را عرفاني يا جهانشناختي ناميد.
از آنجا كه اعمال كيميا تنها از طريق اقتباس دامبلي شناخته شدهاست، از آن در مقالهٴ مربوط به دامبلي سخن خواهيم گفت.
گل كوچك بحثي است درباب استحالهٴ فلزات بهصورت تمثيلي دربارهٴ گلهاي سرخ و سفيد. آن را
گل تازه هم ناميدهاند. احتمالاً براي اينكه از گلهاي حكمت آرنولد ويلانووايي (سيزدهم ـ 3) متمايز گردد. پراتياريوس پيزايي در سدهٴ پانزدهم يا پيش از آن، آن را شرح كرد.
رسالهٴ كيميا به ارتولانوس، جوواني فلورانسي، وانتينوس و هونوريوس مادردوست نسبت داده شده، كه همهٴ اين نامها مجهول است. رساله با دفاعي از كيميا آغاز ميشود، توضيحي درباب فوايد آن براي كشيشان و فرمانروايان و بيان شرايط لازم براي يك كار خوب در زمينهٴ كيميا. موٴلف بر ضرورت عمل در برابر مطالعه تأكيد دارد، زيرا كتابهاي كيميا عمداً داراي ابهام است. واكنشهاي كيميايي بهوسيلهٴ يك نوع جيوه و سه نوع گوگرد انجام ميگيرد؛ اين چهار واكنش به نام چهار فصل زمستان، بهار، تابستان و پاييز است. وي از آثار گِبِر (جابر؟) نام ميبرد، همچنين از رسالههاي آلبرت كبير و آرنولد ويلانوايي. از اين